کد خبر 127341
۲۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

وصیت های جاودان

وصیت های جاودان

به گزارش خبرگزاری حیات، شهدا با قطره‌های خون خود نهضت اسلام را آبیاری کردند تا اقتدار ایران اسلامی با یاد، نام و خاطراتشان اوج گیرد، امنیت ایران به پشتوانه جانفشانی غیور مردانی است که برای حفظ خاک و میهن اسلامی ذره‌ای در مقابل دشمن تردید نداشته و با افتخار جان خود را نثار اسلام و انقلاب کردند.روزها، ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرد و قدرت شهدا، رزمندگان، ایثارگران و بسیجیان مخلص راه حق در هشت سال دفاع مقدس و ادامه راه آنها در دفاع از حرم اهل بیت (ع) نشان صلابت و شجاعت دلیرمردانی است که به‌راستی در تاریخ ایران مثال‌زدنی هستند. شهید محمد باقر دلدار فرزند شعبان در اردیبهشت‌ماه سال 1339 در یک خانواده مذهبی در سورک دیده به جهان گشود، دوران کودکی را با سختی و مشقات بسیار به‌سر آورد، قبل از انقلاب دیپلم گرفت و در تمام دوران تحصیل، شاگردی ممتاز و فعال بود و به درس و علم‌آموزی علاقه فراوانی داشت.بعد از انقلاب وارد سپاه پاسداران شد و چند ماهی خدمت کرد و در زمانی که درگیری در کردستان به‌وسیله گروه‌های ضد انقلاب شروع شده بود سه ماه به آن مناطق رفت و با گروه‌های منافق مبارزه کرد و سپس به خدمت سربازی رفت و دو ماه خدمت را در ارتش جمهوری اسلامی در منطقه ارومیه و پیرانشهر گذراند.زمانی که جنگ تحمیلی شروع شد در آنجا با دشمنان اسلام و انقلاب دو سال مبارزه کرد و بعد از پایان خدمت سربازی ازدواج کرد که ثمره آن پسری به‌نام عبدالحمید است.وی جزو شورای انجمن اسلامی محل، عضو فعال حزب جمهوری اسلامی و مدت 6 ماه به‌عنوان فروشنده روزنامه جمهوری اسلامی بود در زمانی که منافقان گروه‌های مُلحد و ضد انقلاب در مملکت فعالیت داشتند مبارزه زیادی را با آنها داشت و چندین‌بار با آنها درگیر شد.در پایگاه مقاومت محل به‌عنوان عضو فعال بود و تمام زندگی‌اش را وقف اسلام و انقلاب کرد، نگهبانی در شب‌ها و فعالیت‌های تبلیغاتی داشت و فکر می‌کرد که هر جا انقلاب به او نیاز دارد باید حضور داشت، بعد وارد آموزش و پرورش شد و چهار سال مسؤول سیاسی اجتماعی اداره‌کل آموزش و پرورش مازندران بود. بار اول بعد از شهادت شهید سورکی‌آزاد، دیگر نتوانست تحمل کند و به جبهه جنوب در منطقه عملیاتی جفیر در خط پدافندی سه ماه مشغول به خدمت شد و بعد از آن در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو شرکت کرد و مجروح شیمیایی شد و از ناحیه چشم چند ماه بستری بود.آخرین‌بار در سال 1365 همراه با راهیان کربلای 7 همگام با دیگر بسیجیان و رزمندگان محل همراه با دوست و یار صمیمی‌اش شهید شریفی عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و در لشگر 25 کربلا در گردان خط‌شکن عاشورا به‌عنوان غواص مشغول به خدمت شد، سرانجام دی‌ماه سال 1365 در عملیات کربلای 4 و منطقه ام‌الرصاص در داخل اروند در مصاف با بعثیان کافر به درجه رفیع شهادت نائل آمد.   قسمتی از وصیتنامه شهیدآنچه مسلم است اینکه خداوند همه ما انسان‌ها را برای امتحان و آزمایش آفریده و همه امکانات زندگی کردن را در اختیار ما عنایت فرمود تا اینکه ما به حرفه‌ پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) که معلمان ما هستند گوش کنیم و نیز قرآن مجید را بخوانیم و به قرآن عمل کنیم تا وقتی که سرانجام از کلاس این دنیا به عالم دیگر که جهانی ابدی می‌باشد می‌رویم با قبولی و موفقیت باشد، انشاءالله.ما باید همیشه شکرگزار نعمت‌های فراوان خداوند باشیم که وقتی انسان به این نعمت‌ها فکر می‌کند شرمنده می‌شود و از الطاف الهی به گریه می‌افتد، خداوند نعمت‌بخشی که از حمد و سپاس ما و آفریدگانش بی‌نیاز است که او سراسر لطف و بخشش است، از خداوند می‌خواهم که به این بنده حقیر خودش احسان فرموده و توفیق جهاد خالصانه در راهش را همراه با شجاعت و شهامت عنایت فرموده مرگ مرا شهادت در راهش قرار دهد، انشاءالله.از همسرم می‌خواهم صبور باشد و به اینکه شوهرش انشاءالله در راه خدا جانش را داد خوشحال باشد و به این افتخار و توکل بر خداوند کند و به وسوسه‌های شیطانی این و آن خناسان گوش نکند و بداند که مرگ برای همه دیر یا زود آمدنی است چه در جبهه جهاد باشد و چه در جاهای دیگر و مطمئن باشد که اگر برای رضای خدا صبر کند و مومن باشد اجر بزرگی نصیبش می‌شود و از خدا می خواهم که سعادت دو جهان عنایتش فرماید انشاءالله.از خدا می‌خواهم که در تربیت فرزندم عبدالحمید عزیز به نحو انسانی و قرآنی کوشا باشد و توفیق را از خداوند در این امر برای او خواهانم و از او می‌خواهم که از جسارت‌ها و سختی‌هایی که از من دیده مرا عفو کند.فرزندم؛ می‌خواهم که تقوی الهی را در پیش گرفته و راه مقدس مرا که جهاد در راه خدا با کفار و منافقین و مفسدین جهانی است ادامه دهد و اسلحه‌ام را بردارد و با شجاعت در راه خدا خالصانه جهاد کند. از او می‌خواهم وقتی بزرگ شد تابع خط ولایت فقیه باشد و روحانیت خط اصیل، امام و نیز مسجد را ترک نکند و پایگاهش قرار دهد که خانه خدا سنگر مطمئنی است و هرگز با افراد و جوانان منحرف و لاابالی و فریب خورده و مفسد بی‌خاصیت دوستی نکند و از آنها بر حذر باشد.از جوانان عزیز می‌خواهم که راه رهایی‌بخش و سعادت آفرین را که همانا مکتب عزیز اسلام و خط امام خمینی و ولایت فقیه که خط خدا و قرآن می‌باشد را پیروی کند.جوانان نیروی شجاع باشند برای اسلام و بر ضد استکبار و شرق و غرب و مزدوران و منافقان و مفسدین باشند.از آنهایی که هنوز به حقانیت امام امت که جانشین بزرگوار امام زمان(عج) می‌باشد و انقلاب اسلامی الهی که خواهان اجرای قوانین خدا در جهان می‌باشد، شک دارند یا ایمان نیاورده‌اند، می‌خواهم که تا دیر نشده چشم دل و گوش باز کنند و خوب بدانند و ایمان آورند که فردا دیر است و خسران و پشیمانی ابدی که سودی ندارد.منبع:فارسانتهای پیام/

برچسب‌ها